تبليغاتX
گلد ماين قائمشهر و روياي ميليونر شدن - انتقاد از محدودیت پول جویی شبکه ای

گلد ماين قائمشهر و روياي ميليونر شدن

انتقاد از محدودیت پول جویی شبکه ای

درست‌در آستانه انتخابات نهم ریاست جمهوری بود که قوه قضاییه آب سردی بر آتش نیمه برافروخته گروهی زد که در شبکه بازاریابیEbl ، به جست‌وجوی پول مشغول بودند. هر چند اقدام قوه قضاییه در فرو نشاندن آتش شهوت پول‌جویی مشترکین  EbL تاثیر زیادی داشت اما همین‌که نخستین دشت آنها از طریق اینترنت به حساب ملی کارت آنها واریز شد، دوباره تب سرد شدهEbL  بر پیشانی هوادارانش داغی دوباره زد. بعدها باز هم برگزاری جلسه‌های پول جویی هواخواهان بازاریابی شبکه‌ای شدت یافت اما این بار همه چیز به محفل‌ها کشیده شد و هواداران و مشترکان، به خانه‌ها آمد و شد کردند تا هر روز بر سر شاخه‌های شانس و اقبال خود، پرنده‌ای جدید بنشانند. نه. هواخواهان بازاریابی شبکه‌ای حاضر نشدند حتی به قیمت پا گذاشتن روی قوانین قضایی دست از پول جویی شبکه‌ای بکشند. هر روز ابعاد پول جویی شبکه‌ای گسترده و گسترده‌تر می‌شود و هر روز بر هواخواهان تجارت بدون دردسر و متفاوتNetwork marketing  اضافه می‌شود. آیا قوه قهریه می‌تواند در مقابل سیل خودجوش جمعیت هواخواهان پول جویی شبکه‌ای، سدی از قانون ایجاد کند؟ این موضوعی است که قطعا در آینده‌ای نه چندان دور از لا‌نگ شات، به کلوزآپ اقتصاد ایران دیزالو خواهد شد آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که معتقدند بحران <پول جویی شبکه‌ای> کابوس جدیدی است که مازاد نقدینگی برای اقتصاد ایران ایجاد کرده است؟ اگر این گونه فکر می‌کنید حتما گفت‌وگوی خواندنی ما با دکتر بیژن بیدآباد را تا انتها دنبال کنید. بیدآباد صاحب نظری است که جدا از گرایش‌های قومی و قبیله‌ای اقتصاد سیاسی ایران، برای نخستین بار پول جویی شبکه‌ای را به نقد و بررسی کشانده است. اگر شما دیدگاهی مخالف دارید و یا معتقدید اظهارات بیژن بیدآباد همسو با واقعیت‌های تجارت شبکه‌ای است، پس قلم بردارید و استدلا‌ل کنید.  روزنامه پول منتظر دریافت مطالب شما است.

ایا تجارت بر مبنای بازاریابی شبکه‌ای از لحاظ قانونی جرم تلقی می‌شود؟

  بر اساس اصل  46  قانون اساسی هرکس مالک کسب و کار مشروع خویش است و هیچ‌کس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند. در اصل  47  قانون اساسی آمده است: مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است و ضوابط آن را قانون معین می کند و بر اساس اصل  9  قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی بنام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. لذا تصویب طرح منع بازاریابی شبکه‌ای طبق اصل اخیر قابلت تنفیذ قانونی آن با اشکال روبرو خواهد بود.

پس اینکه می‌گویند ارزش سکه‌های گلدماین گرانتر از ارزش طلای آن است آیا این یک نوع گرانفروشی نیست؟

  تعریف گرانفروشی این است که کالایی را به قیمتی بیش از ارزش بازاری آن  بفروشیم. ارزش بازاری یک کالا قیمت آن کالاست که در سایر معاملات بکار گرفته می‌شود. سکه‌های گلدماین‌ حاوی دو بخش ارزش کالایی هستند: 1- ارزش فلزی کالا2  - ارزش سمبلیک و کلکسیونی آن. برای مثال: وزن سکه های بهار آزادی کمی بیش از  8  گرم می‌باشد اگر این عدد را در قیمت طلای شمش ضرب کنیم قیمت سکه بهار آزادی بسیار گرانتر از قیمت طلای آن خواهد شد. آیا خرید و فروش سکه بهار آزادی کلاهبرداری است؟ مسلماً خیر. مثال دیگری بزنم . می‌دانیم که سکه ربع بهار آزادی از لحاظ وزنی برابرربع یک بهار آزادی کامل است ولی همواره می‌بینیم  4  ربع بهار آزادی ارزشش حدود  20درصد از یک بهار آزادی کامل گرانتر است در صورتیکه وزن طلای  4  ربع بهار مساوی با یک بهار کامل است.

 آیا درآمد ناشی از این تجارت بادآورده و بدون زحمت است؟

این سوال بسیار انحرافی است. آیا درآمد های ناشی از خرید و فروش سکه بهارآزادی باد آورده است؟ اگر این درآمد بادآورده است پس باید کلیه درآمد های مربوط به تجارت طلا، سهام و کالاها همگی مشمول این موضوع باشند. باید گفت خرید و فروش به سبکnetwork marketing  یا(MLM) Multi level marketing عملا به دلیل زحماتی که بازاریابان شبکه‌ای متحمل می‌شوند تجارتی است که در اثر تلاش‌های آنها به ثمر می‌رسد. در طبقه‌بندی گلدماین شاخه‌هایی که به طور اصولی در این زمینه فعالند یاد می‌گیرند که چگونه فعالیت‌های بازاریابی سیستماتیک انجام دهند. این فعالیت‌ها نه تنها برای قشر مربوطه آموزنده است بلکه زحمات متحمل آنها قابلیت اخذ اجرت هفت تا  سیزده درصد ناشی از بازاریابی آنها را دارد. اگر بررسی کنیم میانه این فاصله که رقمی حدود10  درصد است حق بازاریابان فعال خواهد شد که رقمی بسیار عادلانه در بازاریابی تلقی می‌گردد.

آیا خرید و فروش سکه ربع بهار آزادی کلاهبرداریست؟

 به نظر نمی‌رسد که چنین چیزی باشد. خرید و فروش ربع بهار آزادی به خرید و فروش ربع بهار آزادی به دلیل کاربرد هدیه‌ای آن، این ویژگی تقاضا را به این سکه داده است.

البته اگر اتهام کلاهبرداری به نحوی مربوط به خدشه رسانیدن به شرایط معامله باشد مسلماً مشمول این اتهام میگردد برای مثال: اگر یکی از بازاریابان وعده تحویل کالای گلدماین‏ را بنماید و در این کار عمداً سستی کند یعنی کالای فروخته شده را به خریدار تحویل ندهد مرتکب تخلف کلاهبرداری شده است. این تخلف ربطی به مکانیزم فعالیتهای بازاریابی شبکه‌ای یا تجارتهای مشابه ندارد بلکه تخلفی فردیست و باید با آن برخورد شدید قانونی نیز نمود.

 آیا فکر نمی‌کنید که مخالفت با این نوع تجارت هم از لحاظ فقهی و هم از لحاظ اقتصادی در آینده منتفی شود؟

  در ایران بعد از انقلاب تحولات سیاست‌گذاری اقتصادی زیادی به وقوع پیوست که پیاپی سیاست‌های قبلی را نسخ کردند. برای مثال در قوانین بازرگانی خارجی ما محدودیت صادرات بسیار زیاد بود به نحوی که حتی جلد چمدان مسافر را نیز بررسی می‌کردند تا مبادا کالایی را از طریق چمدانش صادر کند ولی در قانون صادرات و واردات  1382  کلیه محدودیتهای صادرات لغو می شود. زمانی خرید و فروش ارز بعنوان قاچاق محسوب می شد و معامله‌گران آن تروریست اقتصادی خوانده می شدند. این موضوع در مسایل بسیار کوچکتر هم صادق است مثلاً خرید و فروش و بازی شطرنج، خرید و فروش و نواختن ارگ، خرید و فروش ویدیو، خوردن خاویار، خرید و فروش آلات موسیقی، نواختن موسیقی، پخش موسیقی در رادیو، خواندن تصنیف هایی شبیه ... در رسانه‌های جمعی، دیدن زن نامحرم بی حجاب خارجی در تلویزیون، آستین کوتاه برای آقایان، لباس رنگی برای خانم ها و بسیاری موارد دیگر اول ممنوع بود بعد به تدریج آزاد شد. حالا از شما سوال می کنم آیا اگر از امام عصر عجل الله تعالی فرجه استفسار می شد، آیا ایشان اول حرام می کردند و بعد از مدتی حلال می فرمودند؟ آیا می‌توان حلال را حرام کرد یا بالعکس؟ مسلماً اینطور نیست. پس سوال این است که چگونه موارد فوق اتفاق افتاده؟ علت این است که فتاوا حکم خدا نیست و رای است و رای ممکن است در هر زمانی متفاوت باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 1:47  توسط فرشاد  |