تبليغاتX
گلد ماين قائمشهر و روياي ميليونر شدن

گلد ماين قائمشهر و روياي ميليونر شدن

ويژگي هاي تجارت الکترونيک

جهاني نمودن تجارت? برداشتن محدوديت هاي زماني و مکاني ? کاهش قيمت منابع جهت خريد
افزايش درصد فروش?دسترسي آسان به اطلاعات لازم ?کاهش چشمگير هزينه هاي معاملاتي و
بسياري ديگر از مزاياي تجارت الکترونيکي که ارزش آنها به بيش از هفتصد ميليارد دلار رسيده و
ييش بيني از رشد بسيار چشمگيري در حدود سالانه% 70  برخوردار شده و تا سال2006 به مرز
تريليون دلار برسد 10
+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 2:10  توسط فرشاد  | 

T.G.W.G STARS

   همه با هم رشد كنيم

 

TO GETHER WE GEROW          

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 2:54  توسط فرشاد  | 

جزئیات طرح قانونمندی بازاریابی شبکه‌ای

به نظر ما این که یک شرکت خارجی چنین پروژه‌ای را مدیریت کند، تقریبا فرقی با اشغال نظامی ندارد.مخابرات، نبض ارتباطی هر کشوری است و ما به شدت نگران این بودیم که خارجی‌ها، همزمان مخابرات و فرودگاه‌های ما را در مدیریت خود داشته باشند

ما هرگز مخالف فعالیت بازاریابی شبکه‌ای نبوده‌ایم. جلسات ما هم هرگز براساس مخالفت با اصل آن برگزار نشده است ما قصد داریم بازاریابی شبکه‌ای را قانونمند کنیم. ما می‌دانیم چه می‌خواهیم و بر اساس آن حرکت خواهیم کرد

کاتوزیان به زبان خودش‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 1:16  توسط فرشاد  | 

چقدر به دوست خود کمک میکنید

چند سال پيش در جريان بازي هاي پارالمپيك ( المپيك معلولين ) در شهر سياتل آمريكا  9  نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.

همه اين  9  نفر افرادي بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهني و جسمي مي خوانيم. آنها با شنيدن صداي تپانچه حركت كردند. بديهي است كه آنها هرگز قادر به دويدن با سرعت نبودند و حتي نمي توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر يك به نوبه خود با تلاش فراوان مي كوشيد تا مسير مسابقه را طي كرده و برنده مدال پارالمپيك شود.

ناگهان در بين راه مچ پاي يكي از شركت كنندگان پيچ خورد . اين دختر يكي دو تا غلت روي زمين خورد و به گريه افتاد.

هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند ، آنها ايستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند.

يكي از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگي شديد جسمي و رواني) بود، خم شد و دختر گريان را بوسيد و گفت : اين دردت رو تسكين ميده

سپس هر  9  نفر بازو در بازوي هم انداختند و خود راقدم زنان به خط پايان رساندند.

در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعيت ورزشگاه به پا خواستند و  10  دقيقه براي آنها كف زدند.

منبع:b-team

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 0:24  توسط فرشاد  | 

موفقيت پشت پيچ بعدی است

هر مشکل به خودی خود يا حکم مانع را دارد يا چالش.

يا مانع از رسيدن ما به اهدافمان ميشود يا فرصتی است برای انجام روشی بهتر يا کاری جديد.

ما بعنوان پيشگامان موج چهارم  اگر بخواهيم  با اين ديدگاه شرايط موجود ناشی از جو منفی را  بررسی کنيم به اين نتيجه خواهيم رسيد که شرايط موجود نه تنها مانعی برای رسيدن ما به اهدافمان نخواهد بود  بلکه فرصتی است برای تغيير و اصلاح و برای بهتر و اصوليتر کار کردن .

بعنوان مثال انتخاب سيرکل در معرفی کار امروز بيش از هر وقت ديگری اهميت پيدا کرده است.

دوستان ؛ ما در ابتدای موج هستيم. ابتدای موج هميشه شکست دارد  و با هر شکستی بر خاستنی است و باز شکست و...  وبه خاطر همين شکستن ها  و برخاستن هاست که آب دريا نه تنها گنديده نميشود که خود مظهر حيات و عظمت است.

ما زنده به آنيم که آرام نگيريم                    موجيم که آسودگی ما عدم ماست

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 2:17  توسط فرشاد  | 

ياد بگير از( شل سيلور استاين)



متني که اين بار تقديم شما عزيزان مي کنم يکي از آثار هنرمند بزرگ - شل سيلور استاين - است که با متني کودکانه حقيقتي بزرگ را به ما آدميان مي آموزد اميدوارم مفيد واقع شود .

هرگز به کسي که دوست داريد

دوا ندهيد

به او نان و مربا بدهيد

به او آرزو يا آسمان بدهيد

اما هرگز به کسي که دوست داريد

دوا ندهيد

چون هر چه که به او بدهيد

روزي به شما باز خواهد گرداند ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 1:46  توسط فرشاد  | 

من + تو = ما

من + تو = ما

روزانه تعدادي از مردم در دنيا جان مي دهند ، تعدادي متولد مي شوند ، تعدادي به سن قانوني مي رسند و تعدادي ازدواج مي کنند در بين تمامي اين قشرها عده اي نيز ورشکست و عده اي هم ناگزير به مالي هنگفت چه يک شبه چه سي ساله دچار مي شوند . اين است . بله اين است گردش دنيا . همان که ما نامش را زندگي نهاديم ناگهان بي غفلت ، پدري – سرپناه زن و کودکي – از دنيا مي رود . نوزادي بي اختيار برحسب اجبار چشم به دنيا مي گشايد آنهم در شرايطي که تضميني براي آينده اي روشن نيست . دو عاشق به اميدها ؛ به اميد آينده اي که به کمک هم زندگي را سامان بخشند ، به اميد سينه هايي که پشتشان به آنها قرص است ، به دستهايي که زمان نياز به شتابشان مي آيند . دل خوش کرده اند . اما چرا تا اين حد رويا پردازي کنيم ؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 1:43  توسط فرشاد  | 

نكات مهم*



بحث ما نت ورک است و دغدغه ما مخالفان ، سرگرمي ما بحث کردن با همکارانمان و شادي ما از ديدن يک چک پورسانت يا نقدش توي دست دوستمان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 1:11  توسط فرشاد  | 

ديگه از اين بهتر نميشه

رشته تجارت الکترونيک

سلام به نتورکرهاي عزيزم مي خوام از امروز جهت وبلاگ به سمت ديگري راهنمايي کنم .

خبري دارم که شايد براي خيلي از نتورکرها جالب باشه .

موسسه دانش پژوهان متين يکي از موسسه هايي است که وظيفه مشاوره و اخذ پذيرش دانشجوهاي ايراني را از دانشگاه هاي معتبر کشور مالزي دارد .

البته با مجوز رسمي از وزارت علوم و تحقيقات و فناوري .

رشته اي به نام تجارت الکترونيک است که خيلي از نتورکرها براي آموختن اصولي مديريت الکترونيک و فروش شبکه اي که از واحدهاي درسي اين رشته است اقدام به دريافت مجوز تحصيلي براي گذراندن اين رشته مي کنند . از واحدهاي درسي اين رشته عبارتند از روانشناسي ، جامعه شناسي ، اصول مديريت ، برنامه نويسي و .... . که اين رشته تا آنجايي که اطلاع دارم تا مقطع فوق ليسانس هم ادامه دارد .

هزينه تحصيل در اين کشور و هزينه زندگي به صورت ميانگين ماهانه از هزينه هاي ايران کمتر است و براي دانشجويان پسر هم معافيت موقت سربازي جهت تحصيل اخذ مي گردد
براي اطلاعات بيشتر و گرفتن شماره تلفن اين موسسه و کسب اطلاعات بيشتر از نحوه زندگي در مالزي به وب سايت خود موسسه مراجعه کنيد .

www.matinsi.net
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 1:1  توسط فرشاد  | 

سالاتي كه پيش ميايد

درآمدهاي ناشي از اين تجارت ، بادآورده و حرام است !!!

حضرت علي مي فرمايد : احمق ترين مردم كساني هستند كه در مورد چيزي كه نمي دانند صحبت مي كنند وقتي نمي دانيد كه كار كردن در اين سيستمها به چه منوالي است چرا بدون هيچ اطلاعاتي نظر مي دهيد باور كنيد بسياري از افرادي كه ادعا دارند كه درآمدهاي ما بادآورده و بدون زحمت است ، حتي يك هفته تاب و تحمل فشار روحي انجام اين كار را ندارند ، بهتر است اين افراد ، با كساني كه اين كار را به صورت حرفه اي انجام مي دهند ، صحبت كنند و روند كاري آنها را بپرسند آن وقت حتما متوجه خواهند شد كه بسياري از اعضاي اين سيستم آن قدر درگير كار هستند كه حتي از بسياري از تفريحات خود نيز دست برداشته اند ، بلي درست است كه ما ، بيل و كلنگ دستمان نمي گيريم ولي مدام از فكر و ذهن خود به صورت هوشمندانه استفاده مي كنيم ، اگر از مغز يك نت وركر اسكن بگيرند ، مثل دست يك كارگر زحمت كش پينه بسته است .

اگردرآمد ما بادآورده و حرام است ، پس حتما درآمد مديران دولتي كه ساعت 10 صبح با هزار سلام و صلوات، پشت ميز مي نشينند و بعد از 6 ساعت كار كه حداقل 2 ساعت از آن را هم براي استراحت ، ناهار و ... صرف مي كنند و سپس با خستگي حاصل از يك روز سخت و طاقت فرسا !!! به منزل بر مي گردند ، حلال و طيب است !!! باور كنيد درآمد ما بسيار حلال تر از كساني است كه مثل زالو ، سرمايه مردم و بيت المال را به يغما برده و مي برند ، كساني كه خيانتشان به اين مملكت واضح و علني است .

تك تك اعضاي اين سيستم ، براي به دست آوردن ريال به ريال درآمد خود ، زحمت كشيده اند و نت ورك هم مثل هر كار ديگري پول بي زحمت به هيچ كس نخواهد داد ، شايد بارها در برنامه هاي تلويزيوني ديده باشيد ( بالاخص برنامه گفتگوي ويژه خبري ) يا در روزنامه ها خوانده باشيد كه حتي مخالفان اين نوع سيستمها مي گويند كه معمولا اعضاي اين شبكه ها ، بچه هاي باهوشي هستند كه بعضا 20 ساعت در روز كار مي كنند و حتي بنا به ادعاي خودشان ، ‌با اين افراد صحبت هم كرده اند ، پس چرا مراجع محترم تقليد مي گويند كه درآمدهاي ما حرام است ، چون كار نمي كنيد و پولي كه دريافت مي كنيد از راه زحمت به دست نيامده ( دقيقا حرف اين مراجع درست است ، چون مراجع محترم براي به دست آوردن پول و چپاول مردم واقعا زحمت مي كشند !!! جوري كه به نظر من ، حتما نياز به يك ماساژور حرفه اي دارند ) شما فقط پاي كامپيوتر مي نشينيد و پول در مي آوريد ، من يك سوال از اين مراجع محترم دارم : آيا 20 ساعت در روز كم است ؟ به نظر شما 25 ساعت در روز چطور است ؟

اين سيستم يهودي یا طراحی استعمار است !!!

اين سيستم يهودي است !!!

هر وقت افراد از من اين سوال را مي پرسند ، ياد حرف يكي از اساتيد دانشگاه مي افتم ، سر كلاسهاي دانشگاه مي گفت : كشور ما يك كشور سياسي است ، حتي پول نفت را هم صرف سياست مي كند نه صرف اقتصاد .

اين كه مديران شركت ، يهودي هستند يا نه ، نياز به داشتن مدرك يا سند معتبري دارد و اين كه بخواهيم اين مساله را هم سياسي ببينيم و تجزيه و تحليل كنيم ، خيلي بي انصافي است ! علاوه بر اين ، خيلي از كمپاني هايي كه ما محصولاتشان را مي خريم و استفاده مي كنيم مثل ژيلت ، كوكاكولا ، نستله و ... يهودي هستند ، جداي از اين موارد ، بايد توجه داشت كه مساله يهود با مساله صهيونيزم كاملا متفاوت است ، يهود يك دين توحيدي است و يهوديان هم انسانند . من يك سوال دارم : اين كه ما با صهيونيزم و اسرائيل مشكل سياسي داريم ، آيا باعث مي شود كه ما يهوديان را مجرم و دشمن خدا بدانيم ؟ ( البته بايد تفكرات ضد يهود موجود در جامعه را كه ريشه تاريخي هم دارد ، مستثني كرد ) .

من نمي دانم كه دين مديران شركت چيست ، هيچ وقت هم برايم مهم نبوده كه دينشان چيست يا چه اعتقادات مذهبي دارند . براي من همه اديان محترم هستند ، من در مواجهه با افراد ، به ديدگاهها ، اعمال و رفتارشان توجه مي كنم و بر اساس آن تصميم گيري مي كنم ، جالب است بدانيد كه شركت ، در موقع سونامي ، از طريق صليب سرخ نروژ ، كمكهاي انسان دوستانه فراواني به مردم مصيبت زده جنوب شرق آسيا اعطا كرد .

با توجه به اين همه تبليغات منفي ، كسي وارد اين نوع سيستمها نمي شود !!!

به نظر من اين تبليغات منفي خود فيلتري است براي غربال كردن افرادي كه واقعا مي خواهند كار كنند با افرادي كه زمان و انرژي شما را هدر مي دهند . اگر فردي با وجود اين همه تبليغات منفي وارد سيستم شود يا به كار خود ادامه دهد ، علاوه بر اين كه با امواج منفي و نوسانات كاري اين سيستم آشنايي كامل پيدا كرده ، نشان مي دهد كه براي رسيدن به اهداف خود آنچنان مصمم و جدي است كه انبوهي از تبليغات منفي ، كوچكترين اثر منفي در وي نگذاشته است و اين آرزوي همه ماست كه چنين افراد مصمم و باانگيره اي در سازمان خود داشته باشيم .

علاوه بر اين ، همه ما مي دانيم كه وارد حرفه اي شده ايم كه نوسانات و سختي هاي خاص خود را دارد !!! (به قول يكي از دوستان ، وارد شدن ما به نت ورك در حقيقت نوعي "نه" به جهوري اسلامي است) ولي براي من هميشه اين سوال مطرح بوده كه چرا يك عده اين قدر ضعيف هستند كه با كوچكترين تبليغات منفي از پا در مي آيند ؟ واقعا رسيدن به اهداف اين قدر بي ارزش شده است ؟ آيا من بايد آينده خود را به دست اين قانون يا آن فتوا بدهم ؟ جالب است ، ما ادعا مي كنيم كه مي خواهيم با اين تجارت به اهداف و آرزوهاي خود برسيم ، اما تاب و

توان تحمل كوچكترين ناملايمات را هم نداريم !!! واقعا راست گفته اند كه : " ترس ، برادر مرگ است ."

جو منفي نه تنها به ضرر ما نيست كه به نفع ماست زيرا افراد ديگر بدون دليل و چشم بسته وارد سيستم نمي شوند و قبل از ورود حتما تحقيقات كافي انجام مي دهند و اين يك برگ برنده براي همه ماست .

اين كه در مورد نت ورك ماركتينگ تبليغات منفي فراواني صورت مي گيرد ، كاملا درست است ، اما من يك سوال دارم : " آيا اين همه تبليغات منفي در روزنامه ها و صدا و سيما كه بعضا تكراري و خسته كننده هم شده است (کسی نيست که به اين آقايان بگويد که خسته نشديد ؟ اين همه انکار ، اين همه دروغ ، اين همه يكدندگي !!! خوب شد كه من به آقاي كاتوزيان راي ندادم و الا هيچ وقت خودم را نمي بخشيدم !!! ) باعث توقف رشد مجموعه ها شده است ؟ " منكر اين قضيه نيستم كه اين تبليغات منفي ، هر از چندگاهي باعث كند شدن رشد مجموعه ها مي شود ولي هيچ گاه نخواهد توانست باعث توقف رشد آنها شود ، بايد توجه داشت كه اساس اين تجارت بر مبناي اعتماد متقابل افراد به هم مي باشد و افراد نه بر اساس خوانده ها و شنيده هاي خود از رسانه ها كه بر اساس اعتماد به اطرافيان خود وارد اين نوع سيستمها مي شوند ، فراموش نكنيم كه طرف مقابل ما يك انسان است ، زماني كه شما صادقانه ، حقايق پنهان اين نوع تبليغات را به آنها بگوييد ، آنها به شما اعتماد خواهند كرد .

با توجه به این همه تبلیغات منفی ، کسی وارد این نوع سیستمها نمی شود !!!
ديد مردم نسبت به اين نوع كارها منفي است !!!

اولا من به شخصه فكر مي كنم كه نوع نگاه نسبت به Network Marketing بسيار عوض شده ، براي اثبات اين حرف كافي است اوضاع و احوال را با چند سال قبل مقايسه كنيم ، الان بسياري از افراد واقعا اين نوع تجارت را به عنوان حرفه اصلي خود پذيرفته اند و اين به خاطر سخت كوشي و هوشمندانه كار كردن افرادي است كه نشان دادند اين حرفه ، يك تجارت واقعي است و حتي امروزه كساني كه با اين نوع سيستمها مخالفند ، علني يا غير علني به قدرتمند بودن اين پديده اذعان دارند ، من يك سوال دارم :

اگر نت ورك ماركتينگ ، يك پديده قوي و قدرتمند نبود ، آيا صدا و سيما ، رسانه ها ، مطبوعات ، مجلس ، دولت و حتي قوه قضاييه را بسيج مي كرد كه همگي سراسيمه و بعضا بدون شناخت كافي از اصول اين تجارت، آگاهانه يا ناآگاهانه به مخالفت با آن بپردازند ؟

اين كه مدام بر روي آگاهانه يا ناآگاهانه تاكيد دارم ، به اين دليل است كه بعضي از افراد از روي جهل اين نوع سيستمها را مي كوبند ، اين عده از افراد كه معمولا ديد سنتي دارند يا خود را درگير تئوري توطئه مي كنند ، معمولا در مقابل هر پديده جديد حالت تدافعي مي گيرند چون با دلايل و استدلالهاي خودشان معتقدند تمام اين پديده هاي جديد كار اسرائيل يا استعمار است !!! همان طور كه ويدئو و اينترنت از ديدگاه آنها اين گونه بود !!! ولي هيچ وقت نمي توان در مقابل دستاوردهاي جديد مقاومت كرد ، همان طور كه جامعه ما امروز ويدئو و اينترنت را شناخت و پذيرفت .

اما عده ديگر كه تعدادشان هم كم نيست ، به خاطر منافع شخصي خود ، مدام اين نوع سيستمها را مي كوبند ، يك مثال كاملا بارز : بعضي روزنامه ها با علم به اين كه اين موضوع مي تواند مخاطبان زيادي را جلب كند ، نهايت استفاده از آن را مي كنند ، البته در همه جاي دنيا ، مطبوعات به جنجال آفريني و " از كاه ، كوه ساختن" تمايل دارند ، آنها مجبورند براي جلب مشتريان ، از عناوين و تيترهاي جذاب و جنجالي استفاده كنند و آن سوژه را علم كنند و در نهايت وقتي تاريخ مصرفش تمام شد و ديگر جذاب نبود ، به راحتي آن را به فراموشي بسپارند

شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

فرض كنيد كه شما مي خواهيد يك مغازه در يك مجتمع كامپيوتري اجاره كنيد ، كلي سرمايه براي اجاره كردن ، تهيه وسايل لازم براي راه اندازي مغازه مثل كامپيوتر ، پرينتر ، اسكنر و ... لازم داريد ، علاوه بر تمام اين هزينه ها ، شما كلي زمان براي انجام اين كار نيز اختصاص داده ايد ، حالا يك سوال دارم : " آيا كسي موفقيت شما در اين كار را تضمين كرده كه شما به انجام اين كار روي آورديد ؟"

تنها عاملي كه شما را وادار به انجام اين كار كرد ، ايمان و اعتقاد شما به انجام اين كار به همراه پشتكار و تلاش شما بود ، در اين تجارت هم به همين ترتب است ، بزرگترين تضمين ، همان پشتكار و تلاش مستمر شما براي موفقيت در اين كار و رعايت اصول و چهارچوب هاي كاري اين تجارت است ، بنابراين هر فرد در صورتي كه طبق اصول كاري اين تجارت عمل كند مي تواند در اين كار موفق شود يعني بزرگترين تضمين براي موفقيت شما ، پشتكار و تلاش شما و رعايت اصول اين تجارت مي باشد ، ‌فراموش نكنيم كه موفقيت يعني تلاش تا حداكثر توان .

الان جايي مشغول كار هستم و زمان لازم براي يك كار ديگر ندارم !!!

اگر فرد واقعا درگير كاري است و به هيچ عنوان تمركز كافي براي انجام كار جديدي را ندارد ، بهتر است صبر كنيم تا وي زمان بيشتري براي انجام اين كار پيدا كند ، اما اگر اين مطلب تنها بهانه اي براي فرار يا حذف صورت مساله مي باشد ، بهتر است با بكارگيري تكنيك Feel ,Felt , Found و احساس همدردي با وي ، به وي متذكر شويد كه بسياري از افراد در اين سيستم ، همانند او ، جايي ديگر مشغول به كار هستند ولي به هيچ عنوان كار قبلي خود را رها نكرده اند ، بلكه با يك برنامه ريزي دقيق توانسته اند از زمان خود به نحو بهينه استفاده كنند و در كنار درآمد فعلي خود ، از يك منبع درآمدي ديگر نيز برخوردار شوند ، بايد توجه كرد كه انجام اين تجارت به معناي استعفا از كار قبلي افراد نمي باشد ، يعني افراد مي توانند همچنان به كار قبلي خود ادامه دهند و اين تجارت را بعد از ساعت كاري خود انجام دهند زيرا زمان انجام اين كار توسط خود افراد تعيين مي شود .

اهل ريسك نيستم ، شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

اهل ريسك نيستم !!!

به قول يكي از دوستان ، زندگي يعني ريسك و همه ما با ريسك زنده ايم ، ولي جداي از اين مورد بايد توجه كرد كه تعريف ما از ريسك چيست ؟ اگر ريسك را به معناي مرسوم و معمول آن يعني خطر تعريف كنيم فكر نمي كنم هيچ عقل سليمي اين كار را خطر يا ريسك بداند چون معمولا $۵۰۰ مبلغي نيست كه بخواهد زندگي افراد را زير و رو كند ، آنها را به اوج برده يا از اوج به پايين بكشاند .

يك مثال ساده : فرض كنيم كه امروز يك روز برفي باشد و ما بخواهيم برويم دانشگاه ، اين احتمال وجود دارد كه لباسهايمان كثيف بشود ، ماشين گيرمان نيايد يا حتي تصادف كنيم ولي همه ما با در نظر گرفتن تمام اين مطالب ، بدون اين كه شك كنيم ، راهي دانشگاه مي شويم چون در ازاي تمام اين موارد ، سر كلاس حاضر مي شويم ، دوستانمان را مي بينيم و ... اين كار هم دقيقا همين طور است !!!

اين نوع فعاليتها باعث فريفتن مردم مي شود و باعث می شود پول افراد زیادی سوخته شود !!!

باور كنيد كه اكثر بازاريابان اين سيستم ، اعتقاد به رزق حلال دارند و مطمئنا براي كسب اين رزق ،‌ حاضر به فريب افراد نخواهند بود ، حال اگر درصدي از بازاريابان ، بر خلاف اصول و اخلاق كاري تعيين شده فعاليت كنند ، نمي توان اين نوع فعاليتها را باطل و كلاهبرداري دانست و تمام بازاريابان اين سيستم را كلاهبردار خواند ، بايد توجه كرد كه عملکرد بعضي از افراد ، نبايد معيار سنجش كل سيستم باشد !!!

پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخته مي شود !!!

يك كلاس درس را در نظر بگيريد ، يك معلم در طول سال تحصيلي ، تمام نكات لازم براي موفقيت افراد در امتحانات آخر سال را متذكر مي شود ، طبعا افرادي كه اين نكات را رعايت كنند مي توانند در امتحانات آخر سال موفق شوند و كساني كه اين نكات را به كار نبرند ، موفق نخواهند شد ، حال اگر افرادي در امتحانات موفق نشوند ، مقصر معلم است ؟ مسلما خير .

اين كه مي گويند پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخت مي شود ، واقعا بي انصافي است ! افراد زيادي در اين نوع سيستمها طبق اصول گفته شده اين تجارت عمل نمي كنند و نتيجه طبيعي اين عمل ، عدم موفقيت افراد در اين سيستم خواهد بود . بسياري از افراد هم زمان با هم وارد اين سيستم شده اند ، كساني كه براي اين تجارت زمان گذاشته اند ، اصول اين كار را رعايت كرده اند و ... موفق شده اند ، اما كساني هم كه زماني براي اين كار نگذاشتند و طبق اصول گفته شده عمل نكردند ، طبعا به هيچ موفقيتي نرسيده اند ، آيا اين از ديدگاه شما بي عدالتي است ؟ واقعا اين عادلانه نيست كه براي موفقيت در اين تجارت ، بايد مطابق با اصول آن گام برداشت ؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 1:0  توسط فرشاد  | 

انتقاد از محدودیت پول جویی شبکه ای

درست‌در آستانه انتخابات نهم ریاست جمهوری بود که قوه قضاییه آب سردی بر آتش نیمه برافروخته گروهی زد که در شبکه بازاریابیEbl ، به جست‌وجوی پول مشغول بودند. هر چند اقدام قوه قضاییه در فرو نشاندن آتش شهوت پول‌جویی مشترکین  EbL تاثیر زیادی داشت اما همین‌که نخستین دشت آنها از طریق اینترنت به حساب ملی کارت آنها واریز شد، دوباره تب سرد شدهEbL  بر پیشانی هوادارانش داغی دوباره زد. بعدها باز هم برگزاری جلسه‌های پول جویی هواخواهان بازاریابی شبکه‌ای شدت یافت اما این بار همه چیز به محفل‌ها کشیده شد و هواداران و مشترکان، به خانه‌ها آمد و شد کردند تا هر روز بر سر شاخه‌های شانس و اقبال خود، پرنده‌ای جدید بنشانند. نه. هواخواهان بازاریابی شبکه‌ای حاضر نشدند حتی به قیمت پا گذاشتن روی قوانین قضایی دست از پول جویی شبکه‌ای بکشند. هر روز ابعاد پول جویی شبکه‌ای گسترده و گسترده‌تر می‌شود و هر روز بر هواخواهان تجارت بدون دردسر و متفاوتNetwork marketing  اضافه می‌شود. آیا قوه قهریه می‌تواند در مقابل سیل خودجوش جمعیت هواخواهان پول جویی شبکه‌ای، سدی از قانون ایجاد کند؟ این موضوعی است که قطعا در آینده‌ای نه چندان دور از لا‌نگ شات، به کلوزآپ اقتصاد ایران دیزالو خواهد شد آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که معتقدند بحران <پول جویی شبکه‌ای> کابوس جدیدی است که مازاد نقدینگی برای اقتصاد ایران ایجاد کرده است؟ اگر این گونه فکر می‌کنید حتما گفت‌وگوی خواندنی ما با دکتر بیژن بیدآباد را تا انتها دنبال کنید. بیدآباد صاحب نظری است که جدا از گرایش‌های قومی و قبیله‌ای اقتصاد سیاسی ایران، برای نخستین بار پول جویی شبکه‌ای را به نقد و بررسی کشانده است. اگر شما دیدگاهی مخالف دارید و یا معتقدید اظهارات بیژن بیدآباد همسو با واقعیت‌های تجارت شبکه‌ای است، پس قلم بردارید و استدلا‌ل کنید.  روزنامه پول منتظر دریافت مطالب شما است.

ایا تجارت بر مبنای بازاریابی شبکه‌ای از لحاظ قانونی جرم تلقی می‌شود؟

  بر اساس اصل  46  قانون اساسی هرکس مالک کسب و کار مشروع خویش است و هیچ‌کس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند. در اصل  47  قانون اساسی آمده است: مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است و ضوابط آن را قانون معین می کند و بر اساس اصل  9  قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی بنام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. لذا تصویب طرح منع بازاریابی شبکه‌ای طبق اصل اخیر قابلت تنفیذ قانونی آن با اشکال روبرو خواهد بود.

پس اینکه می‌گویند ارزش سکه‌های گلدماین گرانتر از ارزش طلای آن است آیا این یک نوع گرانفروشی نیست؟

  تعریف گرانفروشی این است که کالایی را به قیمتی بیش از ارزش بازاری آن  بفروشیم. ارزش بازاری یک کالا قیمت آن کالاست که در سایر معاملات بکار گرفته می‌شود. سکه‌های گلدماین‌ حاوی دو بخش ارزش کالایی هستند: 1- ارزش فلزی کالا2  - ارزش سمبلیک و کلکسیونی آن. برای مثال: وزن سکه های بهار آزادی کمی بیش از  8  گرم می‌باشد اگر این عدد را در قیمت طلای شمش ضرب کنیم قیمت سکه بهار آزادی بسیار گرانتر از قیمت طلای آن خواهد شد. آیا خرید و فروش سکه بهار آزادی کلاهبرداری است؟ مسلماً خیر. مثال دیگری بزنم . می‌دانیم که سکه ربع بهار آزادی از لحاظ وزنی برابرربع یک بهار آزادی کامل است ولی همواره می‌بینیم  4  ربع بهار آزادی ارزشش حدود  20درصد از یک بهار آزادی کامل گرانتر است در صورتیکه وزن طلای  4  ربع بهار مساوی با یک بهار کامل است.

 آیا درآمد ناشی از این تجارت بادآورده و بدون زحمت است؟

این سوال بسیار انحرافی است. آیا درآمد های ناشی از خرید و فروش سکه بهارآزادی باد آورده است؟ اگر این درآمد بادآورده است پس باید کلیه درآمد های مربوط به تجارت طلا، سهام و کالاها همگی مشمول این موضوع باشند. باید گفت خرید و فروش به سبکnetwork marketing  یا(MLM) Multi level marketing عملا به دلیل زحماتی که بازاریابان شبکه‌ای متحمل می‌شوند تجارتی است که در اثر تلاش‌های آنها به ثمر می‌رسد. در طبقه‌بندی گلدماین شاخه‌هایی که به طور اصولی در این زمینه فعالند یاد می‌گیرند که چگونه فعالیت‌های بازاریابی سیستماتیک انجام دهند. این فعالیت‌ها نه تنها برای قشر مربوطه آموزنده است بلکه زحمات متحمل آنها قابلیت اخذ اجرت هفت تا  سیزده درصد ناشی از بازاریابی آنها را دارد. اگر بررسی کنیم میانه این فاصله که رقمی حدود10  درصد است حق بازاریابان فعال خواهد شد که رقمی بسیار عادلانه در بازاریابی تلقی می‌گردد.

آیا خرید و فروش سکه ربع بهار آزادی کلاهبرداریست؟

 به نظر نمی‌رسد که چنین چیزی باشد. خرید و فروش ربع بهار آزادی به خرید و فروش ربع بهار آزادی به دلیل کاربرد هدیه‌ای آن، این ویژگی تقاضا را به این سکه داده است.

البته اگر اتهام کلاهبرداری به نحوی مربوط به خدشه رسانیدن به شرایط معامله باشد مسلماً مشمول این اتهام میگردد برای مثال: اگر یکی از بازاریابان وعده تحویل کالای گلدماین‏ را بنماید و در این کار عمداً سستی کند یعنی کالای فروخته شده را به خریدار تحویل ندهد مرتکب تخلف کلاهبرداری شده است. این تخلف ربطی به مکانیزم فعالیتهای بازاریابی شبکه‌ای یا تجارتهای مشابه ندارد بلکه تخلفی فردیست و باید با آن برخورد شدید قانونی نیز نمود.

 آیا فکر نمی‌کنید که مخالفت با این نوع تجارت هم از لحاظ فقهی و هم از لحاظ اقتصادی در آینده منتفی شود؟

  در ایران بعد از انقلاب تحولات سیاست‌گذاری اقتصادی زیادی به وقوع پیوست که پیاپی سیاست‌های قبلی را نسخ کردند. برای مثال در قوانین بازرگانی خارجی ما محدودیت صادرات بسیار زیاد بود به نحوی که حتی جلد چمدان مسافر را نیز بررسی می‌کردند تا مبادا کالایی را از طریق چمدانش صادر کند ولی در قانون صادرات و واردات  1382  کلیه محدودیتهای صادرات لغو می شود. زمانی خرید و فروش ارز بعنوان قاچاق محسوب می شد و معامله‌گران آن تروریست اقتصادی خوانده می شدند. این موضوع در مسایل بسیار کوچکتر هم صادق است مثلاً خرید و فروش و بازی شطرنج، خرید و فروش و نواختن ارگ، خرید و فروش ویدیو، خوردن خاویار، خرید و فروش آلات موسیقی، نواختن موسیقی، پخش موسیقی در رادیو، خواندن تصنیف هایی شبیه ... در رسانه‌های جمعی، دیدن زن نامحرم بی حجاب خارجی در تلویزیون، آستین کوتاه برای آقایان، لباس رنگی برای خانم ها و بسیاری موارد دیگر اول ممنوع بود بعد به تدریج آزاد شد. حالا از شما سوال می کنم آیا اگر از امام عصر عجل الله تعالی فرجه استفسار می شد، آیا ایشان اول حرام می کردند و بعد از مدتی حلال می فرمودند؟ آیا می‌توان حلال را حرام کرد یا بالعکس؟ مسلماً اینطور نیست. پس سوال این است که چگونه موارد فوق اتفاق افتاده؟ علت این است که فتاوا حکم خدا نیست و رای است و رای ممکن است در هر زمانی متفاوت باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 1:47  توسط فرشاد  |